|
حتما" تو بچگیت هزار بار ازت پرسیدن میخوای چیکاره بشی و تو هزار بار گفتی مهندس...دکتر...خلبان...ولی شاید بتونی...من همیشه دوست داشتم به مردم کمک کنم.مثل فلورانس نایتینگل.دوست داشتم همه با هم خوب باشن.بعد دوست داشتنشون کل کهکشونو بگیره.اونوقت فرشته ها میبینن یه عالمه آدم همدیگرو دوست دارن.حسودیشون میشه میرن پیش خدا میگن میشه ما رو هم بندازی بیرون؟؟!!
دلیل نداره هرچی میخوای بدست بیاری....مگه تو حیوونی....امروز خیلی خوابیدم انگار سال ها بود نخوابیده بودم....نه..فقط یه هفته بود نخوابیده بودم واسه اینکه دلم می خواست تا صبح بیدار باشم...نمیدونم چرا ولی...هر طور راحتی...مگه فرقی هم میکنه؟؟؟شاید کتابام وسوسم کرد که نخوابم...یا یه مهمون....مهمه...الان بده...ولی میتونست بدتر هم باشه....
توی خوابم یه گل سرخ دیدم.....داستانم شروع شد...خوابی که توش گل سرخ داره...یعنی چی میتونه باشه؟؟!!!مسخره نیست؟فقط دارم دور خودم میچرخم که مبادا زمین بخورم.....گاهی اوقات مردم ابر ها رم به وجود میارن بعد هوا وحشتناک میشه....بعد زیر بارون وامیستن و میگن:وای....چه بارونی میاد!!!
توی تاریکی دستشو جلو آورد.میتونستم گرمای دستشو حس کنم. -تو فیلم فارست گامپ رو دیدی؟! دستشو عقب کشید. -نه -این فیلم محبوب منه. تیک تاک.....تیک تاک....داره صبح میشه الان ۲ ساعت میشه که دیگه هیچ کلمه ای بین ما رد و بدل نشده..... ۲. داشتم از پنجره بیرون رو نگاه میکردم و به خانم مسنی که تو یه دستش سیگار بود و تو یه دست دیگش بند قرمز قلاده سگش بود زل زده بودم.-من گشنمه چیزی میخوری؟ افکارم پاره شد.-نه پوز خندی زد تلفنو برداشت....الو...۲تا پیتزای مارگاریتا لطفا"...به نشانی.......... دوباره برگشتم به سمت پنجره یه بند قرمز رو زمین بود.صدای سگی تو فضا پیچیده بود.... ۳. ساعت ۱۲ شب.صدای کلید توی در اومد.قیییژ در باز شد.-سلام! -سلام!صدای نفسش میومد میخواست چیزی بگه.....دستمو گذاشتم رو لبش....-عزیزم من خسته ام. توی تاریکی دستشو جلو آورد.میتونستم گرمای دستشو حس کنم. |
About
دیر است گالیا....دیگر برای من ترانه دلداگی و فسانگی نخوان Archivesآبان 1388تیر 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
تیوا پرهام |