تبليغاتX
همینه!!!

همینه!!!

حتما" تو بچگیت هزار بار ازت پرسیدن میخوای چیکاره بشی و تو هزار بار گفتی مهندس...دکتر...خلبان...ولی شاید بتونی...من همیشه دوست داشتم به مردم کمک کنم.مثل فلورانس نایتینگل.دوست داشتم همه با هم خوب باشن.بعد دوست داشتنشون کل کهکشونو بگیره.اونوقت فرشته ها میبینن یه عالمه آدم همدیگرو دوست دارن.حسودیشون میشه میرن پیش خدا میگن میشه ما رو هم بندازی بیرون؟؟!!

+نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت16:36توسط پرواز | |

دلیل نداره هرچی میخوای بدست بیاری....مگه تو  حیوونی....امروز خیلی خوابیدم انگار سال ها بود نخوابیده بودم....نه..فقط یه هفته بود نخوابیده بودم واسه اینکه دلم می خواست تا صبح بیدار باشم...نمیدونم چرا ولی...هر طور راحتی...مگه فرقی هم میکنه؟؟؟شاید کتابام وسوسم کرد که نخوابم...یا یه مهمون....مهمه...الان بده...ولی میتونست بدتر هم باشه....

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت9:53توسط پرواز | |

توی خوابم یه گل سرخ دیدم.....داستانم شروع شد...خوابی که توش گل سرخ داره...یعنی چی میتونه باشه؟؟!!!مسخره نیست؟فقط دارم دور خودم میچرخم که مبادا زمین بخورم.....گاهی اوقات مردم ابر ها رم به وجود میارن بعد هوا وحشتناک میشه....بعد زیر بارون وامیستن و میگن:وای....چه بارونی میاد!!!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت12:45توسط پرواز | |

توی تاریکی دستشو جلو آورد.میتونستم گرمای دستشو حس کنم.

-تو فیلم فارست گامپ رو دیدی؟!

دستشو عقب کشید. -نه

-این فیلم محبوب منه.

تیک تاک.....تیک تاک....داره صبح میشه الان ۲ ساعت میشه که دیگه هیچ کلمه ای بین ما رد و بدل نشده.....

۲.

داشتم از پنجره بیرون رو نگاه میکردم و به خانم مسنی که تو یه دستش سیگار بود و تو یه دست دیگش بند قرمز قلاده سگش بود زل زده بودم.-من گشنمه چیزی میخوری؟ افکارم پاره شد.-نه پوز خندی زد تلفنو برداشت....الو...۲تا پیتزای مارگاریتا لطفا"...به نشانی..........

دوباره برگشتم به سمت پنجره یه بند قرمز رو زمین بود.صدای سگی تو فضا پیچیده بود....

۳.

ساعت ۱۲ شب.صدای کلید توی در اومد.قیییژ در باز شد.-سلام!

-سلام!صدای نفسش میومد میخواست چیزی بگه.....دستمو گذاشتم رو لبش....-عزیزم من خسته ام.

توی تاریکی دستشو جلو آورد.میتونستم گرمای دستشو حس کنم. 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت0:43توسط پرواز | |

تموم شد.حالا دیگه نمیدونم سرنوشتم چیه؟امیدوارم خوب باشه....

فعلا" تو خلصه ام.....

+نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت12:15توسط پرواز | |