|
از بچگی دلم برای گیشا ها میسوخت.....تو هم میسوزی؟!!!! پس یادت رفته چطور سوزوندی..... از پله ها بالا میرم...یه چیزایی تو راه هست...از بود ها و بودن ها حرف میزنیم......من نه....من کنترلم رو از دست نمیدم..... مردی که دنیا رو فروخت..... در دنیای من مرد.....آزادی بیشتر....قلب شکسته......دوشنبه میخوام موهامو صاف کنم......گفته باید نوک موهاتو بزنم چون بدجور دمج شده.....نذاشت برم مطلبمو بدم به دامون.....خوشم نمیاد بری پیشش......هی میل میرنه.....بهت فحش میدم....ناراحتی از دستم....دارم ساز ۲ میلیونی میخرم.....خوش بحالت....مدت هاست برای کالفیلد شعر نخوندم.....میترا تل ساعت ۹ شب سره کاره.....بیا پایین...رفتم...گریه میکرد..... میخوان به زور شوهرش بدن...عصبانی شدم...گریه کرد...آرومش کردم...گریه کرد....گریه کردم....گریه نکرد.....تو میدونی چم شده؟!!!! از تمام کسانی که در مراسم درگذشت پدر بزرگم لطف کردند و چه اس م اسی چه حضوری شرکت کردند کمال تشکر را دارم....
|
About
دیر است گالیا....دیگر برای من ترانه دلداگی و فسانگی نخوان Archivesآبان 1388تیر 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
تیوا پرهام |