|
تا حالا شده با یه عالمه آدم زندگی کنی مث کمپ...بعد دلت براشون تنگ بشه یه عالمه....تا حالا شده یکیا تو همین کمپ بعد از رفتن دیگه وقتی ببیننت بهت حتی سلام ندن...چرا؟......چون خودت هم نمیدونی...و حتی جرئت پرسیدن اینکه چرا اینجوری شد هم نداشته باشی....تا حالا شده خانه بدوش بشی....از اینور به اونور....بعد آخرش بدونی جداییه بعد آخرش یه سلام دوباره یا خداحافظ واسه همیشه....دلم گرفته از آدمای دوروبرم.....وقتی حتی تو وبلاگت هیچکس به حرفت گوش نده.....همه با جفتشونن.....همیشه یه عالمه آدم...بعد یهو خالی میشه دورت...تو دلت برای اون تنگ میشه...اما اونا تورو اصلا" یادشون رفته....دلم میگیره.... کالفیلد تو پاریس واقعی زندگی میکنه....اونجا هیشکی نمیشناسدش....بعد من اینجا نشستم...اینجا که خالیه.....
میون این همه آدم یه وقتی گیر میوفتی تمام زندگیت اجاره ای باشه..... کالفیلد رفت....رفت فرانسه....خوش به حالش......هر روز قبل از اینکه از در خونه بیرون بام تو آینه خودمو نگاه میکنم نه به خاطر اینکه بگم خوشگلم.....به این خاطر که بگم من کیم.....خیلی وقته دلم برای خودم تنگ شده.....دلم برای شیطنتام....چقدر عوض شدم..... یادمه یه فیلمی دیده بودم اسمش بود لبه ی تاریکی...دختره خودشو پرت کرد جلو باباش....در صورتی که هدف اصلی خود دختره بود......این مدت هدف اصلی من بودم.....
|
About
دیر است گالیا....دیگر برای من ترانه دلداگی و فسانگی نخوان Archivesآبان 1388تیر 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 شهریور 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
تیوا پرهام |