تبليغاتX
همینه!!! -

همینه!!!

احساس میکنم که میشناسمت...نمیدونم از کجا و چطوری....میدونم بهت احتیاج دارم...نمیدونم چجوری...تو سعی میکنی ببینی...من نمیخوام بری....دستمو بگیر...میرم بالا جایی که احساس میشه...شهر سبز شده....من نیاز به دیدن دارم...الان دارم ترکت میکنم...سعی کن بفهمی...من میدونم سعی میکنی که احساس کنی.....زندگی داره یبار دیگه امتحان میکنه.....فاجعه طبیعت....من سعی کردم که.....در تمامیت غرق شدن....خاطراتم یخ زده.....شاید یه چیزایی یادم بیاد....زمان برای تغییر دادن شاید درد رو از بین ببره....من میخوام سرنوشتو تغییر بدم...تو در تاریکی آشکار شدی....تو در درد اومدی....مثل اینکه نباید هیچوقت جایی باشم که بهش تعلق دارم....سکوت هیچوقت نمیره...باید حرف زد....از من متنفر نباش...من مثل تو متفاوت نیستم....از دنیای مجازی خودت بیرون بیا...من نمیخوام برم...از من متنفر نباش...خسته شدم....

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت23:47توسط پرواز | |